حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
220
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
حكمران خراسان اسد ناميد . از زندگانى اسد اطّلاع مبسوطى در دست نيست همينقدر ميدانيم كه او در ايّامى كه مأمون در مرو اقامت داشت ( از 193 تا 202 ) با چهار پسر خود نوح و احمد و الياس و يحيى به خدمت او آمد و مأمون او و پسرانش را به خدمت خود گرفت . پس از وصول مأمون بخلافت بامر اين خليفه غسّان عبّاد پسر عمّ فضل ذو الرّياستين و والى خراسان ( از 203 تا 206 ) هريك از پسران اسد را بشغلى گماشت يعنى سمرقند را بنوح سپرد و فرغانه را باحمد و چاچ را بيحيى و هرات را بالياس . پس از عزل غسّان بن عبّاد از حكومت خراسان و نصب طاهر ذو اليمينين به اين مقام پسران اسد سامانى در شغلهاى سابق خود بجا ماندند چه طاهريان بسفارش خليفه ايشان را در مقامهاى پيشين مستقلّ گذاشتند بلكه مشاغل جديدى نيز بر مقامات آنان افزودند چنان كه طلحه پسر طاهر به شرحى كه سابقا گفتيم « 1 » پس از حركت از سيستان بخراسان براى گرفتن مقام پدر شغل سابق خود را در عهدهء الياس بن اسد سامانى گذاشت و آن ولايت را هم ضميمهء هرات قلمرو قديم او نمود . در زمان امارت طلحه ( 207 - 213 ) نوح وفات يافت و طلحه حوزهء حكومتى او يعنى سمرقند را به دو برادر ديگرش احمد و يحيى كه بر فرغانه و چاچ امارت داشتند سپرد . پس از مرگ الياس در 242 پسرش ابراهيم بسپاهسالارى اردوى طاهريان در خراسان رسيد و او چنان كه در تاريخ يعقوب ليث صفّارى ديديم « 2 » در 253 در پوشنگ هرات از امير صفّارى شكست خورد و بنيشابور گريخت . از فرزندان اسد بن سامان خداه احمد هفت پسر داشت : نصر و يحيى و يعقوب
--> ( 1 ) - رجوع شود بصفحهء 111 ( 2 ) - ايضا ص 192 - 193